الشيخ رسول جعفريان

202

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آمدن نزد احبار يهود به يهوديت پيوسته‌اند . « 1 » شهرت يهوديان در جزيرة العرب بيشتر كشاورزى و در يثرب بيشتر در كارهاى معدنى ، آهنگرى و اسلحه سازى بوده است . « 2 » از بعضى روايات تاريخى نيز استفاده مىشود كه آنان از لحاظ اقتصادى وضع مطلوبى داشته‌اند ؛ وجود مسأله ربا به صورت شايع در ميان آنان ، با توجه به زندگى اعراب باديه نشين و حتى يهوديان در مناطق ديگر « 3 » نشانگر وضع مطلوب اقتصادى آنان بوده است . در مورد تاريخ سكونت آنان در جزيرة العرب ، بويژه در يثرب ، حدس و گمانهايى از سوى مورخان ذكر شده كه از نظر تاريخى صورت قطعى ندارد ، هر چند اين نكته مسلم است كه اولين بار يهود در منطقهء يثرب سكونت كردند و قبايل عرب چون اوس و خزرج پس از آنها به اين منطقه در آمدند ؛ « 4 » بعضى علت مهاجرت آنان را از ناحيهء فشارى مىدانند كه حكومت روم به آنان وارد كرده است ، « 5 » اما در بعضى از روايات تاريخى نكاتى به چشم مىخورد كه نشانگر مطلب خاصى است و آن اين كه يهود به علت آگاهى از ظهور پيامبر جديد در اين منطقه به آنجا مهاجرت كرده است . گفته شده است كه ، يهود يثرب هنگامى كه با اوس و خزرج درگير مىشدند از روى تهديد ، به آنان مىگفتند : به زودى پيامبر جديدى ظهور خواهد كرد ، ما او را متابعت كرده و شما را همچون قوم عاد و ارم از بين خواهيم برد . « 6 » از روايت ديگرى بر مىآيد كه وقتى آنها به منطقه يثرب رسيدند نخست به سوى كوه احد رفتند ، با اين گمان كه آنجا محل هجرت پيامبر جديد است ، ولى گروهى از آنان به اشتباه خود پى بردند و به اطراف يثرب منطقه خيبر و . . . آمدند ، « 7 » اخبار زيادى دربارهء آگاهى پيشين يهود از ظهور پيامبر نقل شده است . « 8 » روشن است كه منطقهء جزيرة العرب از حيث منابع اقتصادى ، مناسب نبود و زندگى در آن آسان نمىنمود ، از اين رو بايد گفت علت ديگرى سبب شد تا يهود چنين منطقه‌اى را براى هجرت برگزيدند . روايت ديگرى حاكى است كه سيف بن ذى يزن به عبد المطلب گوشزد كرد كه به زودى پيامبرى ظهور خواهد كرد و استحكام امر او در يثرب خواهد بود ، « 9 »

--> ( 1 ) . المفصل ، ج 6 ، ص 24 ( 2 ) . فجرالاسلام ، ص 24 ( 3 ) . الاغانى ، ج 22 ، ص 109 ( 4 ) . الاغانى ، ج 22 ، ص 110 ( 5 ) . الاغانى ، ج 22 ، ص 108 ( 6 ) . السيرة النبوية ، ج 4 و 3 ، ص 162 ؛ كمال الدين ، صص 101 و 102 ؛ الثقات ، ج 1 ، ص 90 ؛ و نك : الصحيح من سيرة النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ج 1 ، ص 174 ( 7 ) . بحارالانوار ، ج 15 ، ص 226 ( 8 ) . نك : مجمع الزوائد ، ج 8 از ، ص 230 تا 241 ؛ بحارالانوار ، ج 15 ( 9 ) . المنمق ، صص 545 و 546